• تاریخ: 2020/12/11
  • شناسه خبر: 16964

دکتر آبانگاه،صاحبدلی از جغرافیای منزه دانشگاه،مرثیه فراق را سرود و آسمانی شد

آفتاب دنا:یادداشت دکتر سیاوش نریمان استاد یار دانشگاه در مورد درگذشت دکتر آبانگاه .  به گزارش پایگاه خبری آفتاب دنا ،دکتر سیاوش نریمان استادیار دانشگاه، در یادداشتی در مورد درگذشت دکتر آبانگاه گفت ؛ای بی ادعای با نزاکت،ع ...

آفتاب دنا:یادداشت دکتر سیاوش نریمان استاد یار دانشگاه در مورد درگذشت دکتر آبانگاه .

 به گزارش پایگاه خبری آفتاب دنا ،دکتر سیاوش نریمان استادیار دانشگاه، در یادداشتی در مورد درگذشت دکتر آبانگاه گفت ؛ای بی ادعای با نزاکت،عطر مصاحبتت چنان دل همگنانت را می نواخت که اینک همه مبهوت،زانوی غم در بغل گرفته با چشم های بارانی شان،چشمه چشمه تو را می گریند و می سرایند.

متن یادداشت استاد نریمان بدین شرح است:

/به نام خداوند مرگ و حیات/که جز او نداریم راه نجات/به خانواده سوخته جان رفیق شفیق متوفای مان دکتر آبانگاه،مردم نامدار شهرستان لنده،استادان محزون دانشگاه گچساران و ساحت مصاحبان مغموم در جغرافیای منزه دانشگاه های استان،کوچ یار دیار دیرینه مان،استاد صاحبدل و وزین،دکتر آبانگاه را از سویدای جان تسلیت می گوییم.

همو که با تیغ تیز صیاد اجل،رخ در نقاب گل سیاه کشیده و رحل اقامت در دیار یار ابدی افکنده است.

با ترنم کلام سبحانی حضرت عشق،این دل آتش گرفته مان را مرهمی می نهیم که ای پیامبر،”انک میت و انهم میتون” : تو می میری و سایرین نیز می میرند،و گرنه بهت کوچ غریبانه ات در این زمهریر خزان،چقدر بنیان برافکن است و دلگزا.

به قول مولوی:/جز که تسلیم و رضا،کو چاره ای/در بر “شیر نر خونخواره ای”/.سکوت و صمت،وزانت در رفتار،نزاکت در کلام و تدین و پایبندی به اخلاق و سیره اولیاء الهی در مشی و سلوک دکتر آبانگاه به وضوح متجلی بود و نمایان.

از رذایلی چون:تزویر و تلون که سمی ست مهلک برای سیر و سلوک، فرسنگها فاصله گرفته و علم با عمل در وجودش عجین شده بود و چه زیباست سجایای خوبان خدا که به قول خالق مثنوی:/علم های اهل تن، احمالشان/علم های اهل دل،حمالشان/علم چون بر تن زند، باری شود/علم چون بر دل زند،یاری شود/کار مردان روشنی و گرمی است/کار دونان حیله و بی شرمی است/کاملی گر خاک گیرد زر شود/ناقص ار زر برد خاکستر شود.

و این است راز ماندگاری قبیله علم که به گوهر “عشق” آراسته اند و بدین خاطر هم،هماره در ذهن و زمان،ماندگارند و جاری .

عالمان و متعلمان نمی میرند چون از تبار بلند و معنوی علم اند و معرفت که حافظ راز شیراز گفته اند:/هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق/ثبت است بر جریده عالم،دوام ما/یا:هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق/بر او نمرده به فتوای من نماز کنید/ای پرستوی رحیل ایل دل،با کدامین چکامه بسرایمت و با کدامین واژه بخوانمت که واژگان و چکامه هایم همه قامت خمیده،زخم خورده و شولای ماتم به تن کرده اند.

ای بی ادعای با نزاکت،عطر مصاحبتت چنان دل همگنانت را می نواخت که اینک همه مبهوت،زانوی غم در بغل گرفته با چشم های بارانی شان،چشمه چشمه تو را می گریند و می سرایند.

در سایه سار سادگی،یکرنگی و جاری اندیشه ات در بوستان دانشگاه،چه نهال های زاینده ای که قد کشیدند و سر برافراشته اند و اینک در نبودنت،تا سالها در کوچه باغ خاطراتشان نام نامی ات را زمزمه خواهند کرد و تو را ندا خواهند داد که:/تو را هرگز نخواهم برد از یاد/نخواهی رفت از یاد من،استاد،/و شیرین تر از همه،استاد شفیعی کدکنی چه نیکو سروده اند که:/یادشان زمزمه نیمه شب مستان باد/تا نگویند که از یاد،فراموشانند/.

و اینجانب نیز این سوگواره هایم را در قالب چند رباعی،بدرقه راهشان می کنم چرا که آینه مهر بود و تدین و صداقت:/صاحبدلی از دیار گچساران رفت/آن گوهر نازنین ازین سامان رفت/تندیس ادب،مرد نجیب “آبانگاه،/یکرنگ تر از آینه و باران رفت/*******/تا هستم ازین کنج دلم می کشم آه/از کوچ غریبانه ات ای”آبانگاه”/تنها نه منم که که سوگوارت هستم،/داغ تو نشسته بر دل دانشگاه/*************/رفتی و سر و پای و تنم می سوزد/شعرم،غزلم در سخنم می سوزد/حالا که تو پرکشیدی ای”دکتر ایل”/انگار تمام بدنم می سوزد/*******/از داغ تو شهر”لنده”،ماتم شده است/و قامت ایل دل،بسی خم شده است/افسوس کز آسمان این خطه پاک،/”آبانگاهی”، ستاره ای کم شده است/فاتحه قبله الصلوات: سیاوش نریمان ۱۳۹۹/۹/۲۰

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست