• تاریخ: 2014/09/28
  • شناسه خبر: 1985

اجماع بر انسجام؛ ضرورت حمایت از استاندار

وقتی اصولگرایان می گفتند: «اصلاحات مُرد»، ما می خندیدیم. قرائتِ ما این بود واست که اصلاحات نمی‌میرد و تا بَشرهست اصلاحات هم هست، اما آنان تاکتیکِ سخن را عوض می کردند و واضح ترمی گفتند که: تاریخِ مصرف هاشمی وخاتمی تمام شد ...

DRAkhshi_TGH4729وقتی اصولگرایان می گفتند: «اصلاحات مُرد»، ما می خندیدیم. قرائتِ ما این بود واست که اصلاحات نمی‌میرد و تا بَشرهست اصلاحات هم هست، اما آنان تاکتیکِ سخن را عوض می کردند و واضح ترمی گفتند که: تاریخِ مصرف هاشمی وخاتمی تمام شده. باز ما می خندیدیم و بر همان قرائت خود اصرار می ورزیدیم. اما بعد دیدیم که آقای هاشمی را رد صلاحیت کردند وآقای خاتمی را هم ممنوع ال…. اما اصولگرایان از یک نظر درست می گفتند. منظور آنان این بود که از نظر خودشان (اصولگرایان) اصلاحات مرده و اصلاح طلبان دیگر نباید به عرصه قدرت برگردد. حذف یک تفکر با حذف یا زندان کردن یا تبعیدِ حامل های آن تفکر (اشخاص)، در هیچ کجای دنیا امکان پذیر نیست به جز اینکه آن تفکر ازمانایی وجاودانگی ذاتی برخوردار نباشد، بنابراین خواست مخالفانِ اصلاحات برحذف اشخاص (اصلاح طلبان) استواربوده است نه اصلاحات.اکنون هم این قاعده ی حذفِ اصلاح طلبان، سخت پابرجاست ورقیب، بر آنچه میگفت هنوز پای می فشارد. حذف وزیر علوم در راستای همین اصل بود.
اگرچه انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ برهان قاطعی بود از طرف مردم بر ابطالِ همه ی این سفسطه ها، اما اهرم های مردم برای بازگرداندن اصلاح طلبان به عرصه قدرت فقط یک برگ «رای» است و بس، واین اصلا کافی نیست. در فقدان تمامِ ابزارهای بازگشت به قدرت، تنها ابزار ومحکم ترین ابزارِ اصلاح طلبان، انسجام واجماع است. بنابراین اجبار به خروجِ کاملِ اصلاح طلبان از قدرت، دردستورِکاررقیب است و سزاوار نیست که تیم دولت – روزنه ی ورود اصلاح طلبان به قدرت – تنها بماند.
تندروی های دولت گذشته و قرائتِ شخصی رییس آن ازسیاست درسایه ی شعارِمهرورزی !، کار را به جایی رسانده بود که بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ خیلی ها گفتند: خدارا شکر! حداقل می توانیم نفس بکشیم . منطق حکم می کند که ما روزنه ی امید را حفظ کنیم واین دریچه تنفس را، خود بر خود نبندیم.
سهم خواهی ومنفعت طلبیِ «بعضی ها» همین روزنه امید را هم می بندد. اینجا اما «بعضی ها» شعارِعبور ازاستاندار و تیمِ دولت سرمی دهند. اینان بازمانده های همان تفکرِ «عبور ازخاتمی» اند که در انتخابات سال ۸۴، بلایی بر سر اصلاحات آوردند که تاهنوز کمر راست نکرده است. نباید اجازه داد که لجاجت این دوستان باعث فروپاشی شود ودوباره، اصلاحات در «دورِ باطل» اسیر شود. آقای خادمی اصلاح طلب است اما استاندارِ دولت اعتدال است.به جای گذاشتن سنجه وسانتیمتر بر ایشان واثباتِ میزانِ اصلاح طلبی اش، شایسته است به وی کمک کنیم تا آنچه را درتوان دارد برای خدمت
به استان به کار گیرد. تعامل از مهمترین ابزارهای موفقیتِ یک مدیر است واستاندار، فارغ از تلاش برای ایجاد اعتدال در قدرت سیاسی استان، آنطور که خود می گوید، دارای ذاتِ معتدل است که سعی در تعامل با تمام جناح ها دارد. ایشان قبلا هم درساختار قدرت استان بوده وتندروی های معمول جناحی را دراوجِ قدرت اصلاح طلبی – دولت توسعه سیاسی – تجربه کرده است. بنابراین حتی اگر فرض کنیم که در یک عملِ انجام شده قرار گرفته ایم، باز یاری رساندن به تیمِ دولت برای توسعه استان وحفظ انسجام، امری است واجب.
ماهیت اصلاحات نسبتی با ایدئولوژی ندارد از آن جهت که اصلاحات مافوق ایدئولوژی است وتمام مکاتب، خود رشته ای ازسلسله ی بزرگ اصلاحات است. دراصلاحاتِ حقیقی، نقطه ی قدسی به نام و به کامِ انسان وجود ندارد، فقط یک نقطه به نام ” خداوند متعال “. آنچه تاکنون باعث افول تمامِ ایدئولوژی های بشری شده است همین موضوع است. هروقت یک ایدئولوژی – در هرمکان و زمانی – به یک شخص منتهی شود، قطعا باید کار آن ایدئولوژی را تمام شده دانست. بنابراین درتحلیلِ اصلاحات نباید به اشخاص ختم شویم چون باعث محدودیت وظهور یک ایسم یا مکتب به نامِ، شخص، می شویم. هروقت
اصلاحلت به نام یک شخص مصادره شود آن وقت است که باید فاتحه اصلاحات را خواند، البته این به معنای ردّ ضرورتِ وجود یک رهبربرای اصلاحات نیست. درمسیر پرخطر اصلاحات مسلما اُفت وخیز های زیادی نمایان شده وخواهد شد ولی محکومِ قطعی یا پیروزِ قطعی در این پروسه وجود ندارد واشخاص به اندازه ی «توانایی شان» به پیشبرد اهداف اصلاح طلبانه کمک خواهند کرد.همه چیز را نباید سیاه یا سفید دید بلکه پذیرش رنگ هایی غیر از این دو رنگ در امرِ اصلاحا ت ،اجتناب ناپذیراست واصلا یک حکم است. رد این نظر یعنی رد تکثرگرایی در اندیشه. منطقِ حاکم بر این نوعِ نگاه به اصلاحات، ما را برآن می دارد که آقای خادمی، استاندار و تیم وی، را مرتبه ای از پروسه ی اصلاحات تلقی کنیم و به دنبال آن نقد های خود را برعملکردِ ایشان، منصفانه مطرح کنیم. ما نباید انتظارِ یکسانیِ شجاعت وجسارت را به همه ی افراد تعمیم دهیم. از هرکس به اندازه توان آن فرد انتظارداشته باشیم و اگر غیر از این باشد، اختلاف نظر و سلیقه به گسست وجدایی می انجامد. نقد استاندار وتیمِ ایشان بدون توجه به توان ایشان و شرایطِ موجود و موقعیتِ اصلاح طلبان درکشور، امری است به دور از انصاف. با تمام نقدهایی که برعملکردها و انتصابات ایشان وارد است اما اصلاح‌طلبان باید بدانند که، نگاهِ اجتماعی ( مردم ) به استاندار، نگاه به اصلاحات است و برون دادِ آنچه تیم دولت دراستان به مردم عَرضه می کند از دیدِ مردم، عمل اصلاح طلبانه است، بنابراین باید با حفظ فضایِ نقدِ مثبت وسازنده به دولت، کارنامه ی درخشان اصلاحات را درافکارِعمومی حفظ کنیم. هیچ مجموعه ای نمی تواند مطلقا کارآمد باشد، درنتیجه، انتقاد در درون وپیرامون آن امری است رایج. نارضایتی وانتقاد از تیم دولت نباید به خالی کردن میدان بینجامد چون فضا برای سوء استفاده مخالفان باز می شود. اصلاح طلبان اکنون به تجربه دریافته اند که هرگونه بی توجهی به نیروهای خود درعرصه ی سیاسی، باعث فروغلطیدن آنان به دامن رقیب خواهد شد و ازاین موارد در این استان کوچک بسیار داشته ایم. رویگردانی یک اصلاح طلب ازتیمِ خود برابر است با کوچِ خانواده واجتماعِ پیرامون آن ازاصلاحات به سرزمین رقیب ودر نتیجه ریزش پایگاهِ اجتماعی اصلاحات.
ضرورت خروج استاندار از تک صدایی در مقابل چند صدایی مخالفان امری است اجتناب ناپذیر. در این راستا، اولین مرتبه ی تعامل، تعامل باهمفکران است واگرچه همه ما موافق اعتدالیم اما شرط موفقیت تیم اعتدال، الزاما توجه به همه نیست بلکه توجه به نیروهای کارآمد و توانا در مدیریت است.فارغ ازهمه ی افت وخیزهایی که این تیم داشته وداشته باشد، همه باید کمک کنیم تا استاندارازمولفه های زیان آوری چون «تندروی» عبور کند و برای بازگشت به مبنای اصلاحات – مردم – آماده شوند. اگر مردم برای همراهی آماده شوند ومطالبات شخصی وسهم خواهی گروهی به مطلبات عام النفعه بدل شوند، موفقیت استاندار وهمکارانش حتمی است. همراهی مردم هم در ازای انسجام واجماع براصلاحات مقدرور است نه براشخاص. اختلاف وگسست میان اصلاح طلبان (اشخاص) هیچ توقفی در مسیر اصلاحات ( تفکر) ایجاد نمی کند، بنابراین بهتر این است که خود رادر مقابلِ تاریخ بدنام نکنیم وسودای منفعت طلبی وسهم خواهی را به پای بالندگی ورشد تفکر خود قربانی کنیم.
واضح است که فشار تریبون های مختلف مخالفان باعث شده که صدای دولت درصدای رییس جمهور خلاصه شود و بقیه ی صداها هریک به نحوی خاموش شده است. در استانها هم این تک صداییِ تیم دولت به گوش می رسد. اگرتک صدایی را به هم صدایی تبدیل کنیم، درمقابل، چند صدایی یِ مخالفان، تک صدایی دکترروحانی به میلیون ها صدا می رسد و بدون شک خلا بزرگی مثل رسانه ملی پر خواهد شد.
نظر براین است که اعتدالِ موجود، حاصل تندروی وتک صدایی گذشته بود وگرنه نمی توان گفت که اعتدال، حاصل بینش ها وتغییر روش های مردم است.آقای خادمی باید بداند که اعتدال به عنوان یک روشِ مثبت، نمی تواند در بستر یک پروسه تعریف شود چرا که تبرِ افراط، آنقدر بلند است که حتی تا خارج از مرزها را هم می تواند هدف قراردهد. کما اینکه هر درخت اعتدالی را که دولت آقای خاتمی در سیاست خارجی خود کاشته بود مردی تبر به دست ظهور کرد وهمه را از ریشه زد و کار را به جایی رساند که حتی کشور مجهولی به نام «دماغه سبز» هم حاضر به برگزاری یک مسابقه فوتبال با ایران نمی‌شد. استاندار اکنون افتخار پرچمداری یکی از بهترین روش های حکومت دردنیا – اعتدال – را یدک می کشد اما نیک می داند که سیر تاریخی سیاست وحکومت در ایران روایتی واژگونه دارد: آنچه در این سرزمین مهجور بوده است اعتدال است واعتدال، وفقدان پیشینه ی تاریخی برای این روش خردمندانه – اعتدال – بلای جان آن شده است. آنچه ریشه در خاک ندارد زود خشک می شود، اما درخت اعتدال قبل از آنکه خشکانده شود تاکنون بارها توسط تبرِ تحجر، تعصب و دگماتیسم زخمی شده است و قطعا تا از پای درآوردن آن از هیچ تلاشی فروگذار نخواهند کرد. فروریختن احتمالی بنای اعتدال به خاطر ناکار آمدی دولتِ اعتدال و یا فشارهای تندروها نیست بلکه به خاطر بذر تازه و روش کم تجربه ی آن در این سرزمین است. بنابراین مایه عبرت است، آنچه تاریخ روایت می کند واستاندارِ عزیز باید قبل ازهر چیزعاقبت اندیش باشد و شرایط خروج دولت خود از مهجوریت و تک صدایی را فراهم کند و دراین میان قطعا می تواند هم بار دولت به منزل برساند وهم اصلاحات را مدیریت کند وبه انسجام برساند.

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست