• تاریخ: 2014/05/02
  • شناسه خبر: 862

همه فرماندهان سپاه از دیروز تا امروز

سپاه پاسداران انقلاب اسلامي از زمان شكل گيري و تأسيس در دوم ارديبهشت سال 1358 تاكنون، همواره در راستاي رسالت خود كه همانا پاسداري از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن است، موفق عمل كرده و كارنامه اي درخشان از خود بر جاي نهاد ...

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از زمان شکل گیری و تأسیس در دوم اردیبهشت سال ۱۳۵۸ تاکنون، همواره در راستای رسالت خود که همانا پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن است، موفق عمل کرده و کارنامه‌ای درخشان از خود بر جای نهاده است.

نقش سپاه در دفاع از منافع ملی و در رأس آن تأمین امنیت ملی، نقش سپاه در دفاع از ارزش‌های والای انقلاب اسلامی و همچنین نقش سپاه در پیشبرد آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامی در داخل و خارج از کشور، بر هیچ کس پوشیده نیست و در این میان نمی‌توان از تاثیر مهم فرماندهی بر این نهاد مهم به آسانی گذشت.d

بعد از کش و قوس‌هایی که منجر به تشکیل سپاه پاسداران واحد از ادغام هسته‌های امنیتی حافظ انقلاب شد که طیف‌های مختلفی را در بر می‌گرفت، یک گروه دوازده نفره از اعضای گروه‌های مختلف که سپاه را تشکیل داده بودند ایجاد شد. اعضای این گروه ۱۲ نفری عبارت بودند از: محسن سازگارا، محمد غرضی، اصغر صباغیان، محسن رفیق دوست از سوی حسن لاهوتی، یوسف کلاهدوز، عباس دوز دوزانی، جواد منصوری و ابوشریف (عباس آقا زمانی) از هسته جمشیدیه و محسن رضایی، محمد بروجردی، مرتضی الویری و یوسف فروتن از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی. همچنین گفته می‌شود محمد منتظری، محمدکاظم موسوی بجنوردی و علی دانش‌منفرد هم در این گروه عضویت داشته‌اند و قرار بر این شد که این ۱۲ نفر به تشکیلات سپاه پاسدارن سر و سامان دهند.

از این گروه ۱۲ نفره، محسن رضایی، محسن رفیق‌دوست و عباس دوزدوزانی به عنوان نماینده گروه‌های سه‌گانه فوق، اواخر فروردین ۵۸، در قم به دیدار امام خمینی رفتند. استدلال اصلی آن‌ها لزوم استقلال سپاه پاسداران از دولت موقت بود، امام خمینی هم در این دیدار دستور ایجاد یک نیروی مسلح مکتبی مستقل از دولت موقت را صادر کرد. این دستور عملاً فرمان تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود.

در پی این فرمان، گروه دوازده نفره، اساسنامه‌ای را در ۹ ماده و ۹ تبصره تهیه کرد و به تصویب شورای انقلاب رساند. به دنبال تصویب اساسنامه، شورای انقلاب، احکام شورای فرماندهی سپاه را صادر کرد.

اولین فرمانده سپاه که بود؟

در این میان اما مهم‌ترین مساله فرماندهی این نهاد بزرگ بود که در ‌‌نهایت به جواد منصوری رسید. او که عضو حزب گروه ملل اسلامی معروف به گروه ۵۵ نفره بود، به دنبال فعالیت‌های سیاسی نخستین بار در سال ۱۳۴۴ دستگیر و به شش سال زندان محکوم شد اما در سال ۱۳۴۸ آزاد شد. وی مبارزات خود در گروه حزب الله ادامه داد و مجددا در سال ۱۳۵۱ دستگیر و تا انقلاب در زندان بود و بعد از انقلاب حکم فرماندهی سپاه خود را از شهید بهشتی دریافت کرد.

خود جواد منصوری در این باره گفته است: بعد از یک سری مذاکرات بسیار طولانی مجموعاً به این نتیجه رسیدند که بنده را به عنوان فرمانده سپاه معرفی کنند، البته من اساساً از ابتدا قصد و برنامه‌ای برای اینکه در سپاه باشم و نقشی طولانی در سپاه ایفا کنم نداشتم چون من اساساً یک فرد آموزشی- فرهنگی هستم و علاقه‌مند به فعالیت در همین زمینه هستم. اما عملاً روی هیچ فرد دیگری نتوانستند به توافق برسند و لذا نهایتاً قرار شد من فقط به مدت شش ماه فرمانده سپاه باشم تا مقدمات انتخاب یک فرماندهی که به طور نسبی نظر مثبت افراد و جریان‌ها را جلب کند و همچنین توانایی اداره کردن سپاه را هم داشته باشد، فراهم شود. در آن اوایل، شورای انقلاب هم روی این قضیه تأکید داشت که حتماً باید کسی انتخاب شود که همه قبولش داشته باشند. حتی آیت‌الله طالقانی که نسبت به سپاه یک حساسیت‌های خاصی داشت بخصوص به خاطر برخوردهایی که با بعضی‌ها شده بود، ایشان فکر می‌کرد بعداً سپاه ممکن است تبدیل به یک قدرت مهارناپذیر بشود، ایشان هم نسبت به فرماندهی من نظر مثبت دادند و لذا در دوم اردیبهشت ۵۸ حکم فرماندهی سپاه و دیگر اعضای شورای فرماندهی به امضای دبیر شورای انقلاب که شهید بهشتی بودند، رسید و به این ترتیب رسماً سپاه کارش را شروع کرد.

بدین ترتیب بود که جواد منصوری به سمت فرمانده و عضو شورای فرماندهی، عباس آقا زمانی (ابوشریف) به سمت مسئول واحد عملیات و عضو شورای فرماندهی، علی محمد بشارتی و بعد‌ها محسن رضایی به سمت مسئول اطلاعات و تحقیقات و عضو شورای فرماندهی، سیداسماعیل داودی به سمت مسئول اداری و مالی، محسن رفیق‌دوست به سمت مسئول تدارکات و مرتضی الویری به سمت مسئول روابط عمومی منصوب شدند.

به این ترتیب در دوم اردیبهشت ۱۳۵۸ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با انتشار بیانیه‌ای رسماً اعلام موجودیت کرد. اما با این وجود دولت موقت بنای مخالفت را با سپاه پاسداران گذاشت.

جواد منصوری در این باره روایت کرده است: دولت موقت تقریباً ما را به رسمیت نمی‌شناخت، بخصوص از زمانی که اساسنامه تصویب شد و سپاه رسماً زیر نظر رهبر قرار گرفت. یکی از شکایت‌هایی که ما همیشه نزد امام مطرح می‌کردیم این بود که دولت موقت با ما همکاری نمی‌کند و تا زمانی که دولت موقت بود، سپاه خیلی مشکل داشت، چه در تأمین بودجه و تأمین امکانات و چه آزادی عمل. البته بعد از سقوط دولت موقت زمینه فراهم شد که سپاه و بقیه نهادهای انقلابی توانستند یک مقدار تحرک بیشتری پیدا کنند.

محسن رفیق‌دوست مسئول تدارکات آن روزهای سپاه هم این مسئله را تأیید می‌کند: دولت موقت اصلاً به ما عنایتی نداشت. ما نه اسلحه داشتیم، نه ماشین داشتیم. دولت موقت هیچ‌چیز در اختیار ما قرار نمی‌داد. شاید به علت این‌که ما بیشتر با شورای انقلاب در ارتباط بودیم. اولین پول را هم که به ما دادند ۲۰ میلیون تومان در وجه آقای هاشمی نوشتند. ایشان هم چک را در وجه محسن رفیق‌دوست پشت‌نویسی کرد و به من داد.‌‌ همان موقع روزنامه کارگر پشت و روی این چک را چاپ کرد که غنائم تقسیم شد. در شهریور ۵۸ نیز ۱۰۰میلیون تومان به ما دادند.

با انتخاب بنی‌صدر به رئیس‌جمهوری و فرماندهی کل قوا، ماجرای شورای فرماندهی سپاه نیز پیچیده‌تر شد. جواد منصوری که از اعضای شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی نیز بود، استعفا داد.

منصوری پس اخذ مدرک دکتری استاد و پژوهشگر تاریخ معاصراست و تألیفات و پژوهشهای متعددی در این زمینه دارد. او بازمانده انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید بهشتی و ۷۲ تن از یارانش است.

دومین فرمانده، سپاه فقط چند ماه ماندگار شد

پس از منصوری، چند ماهی عباس دوزدوزانی فرمانده سپاه شد که به علت مخالفتهای رییس جمهور وقت یعنی بنی صدرکنار رفت.

او پس از آن در کابینه رجایی وزارت ارشاد را عهده دار شد. دوزدوزانی همچنین نماینده مجلس تهران و تبریز در دوره‌های اول دوم و سوم بود. از دیگر سمت‌های دوزدوزانی می‌توان به معاونت دکتر معین وزیر علوم خاتمی، مشاور محمد خاتمی و عضو و رئیس شورای شهر تهران در دوره اول شورا‌ها و رئیس کانون زندانیان سیاسی قبل از انقلاب اشاره کرد.

ابوشریف، فرمانده یک ماهه!

بعد از دوران کوتاه فرماندهی دوزدوزانی، عباس آقا زمانی مشهور به ابوشریف که قبلاً مسئول عملیات سپاه بود به فرماندهی سپاه منصوب شد.

عباس آقازمانی معروف به ابوشریف، فعال سیاسی – مبارزاتی در دهه چهل و پنجاه، عضو حزب ملل اسلامی، از موسسین و رهبران سازمان حزب الله و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و از موسسین سپاه پاسداران پس از انقلاب بود. او اما حکم فرماندهی سپاه را بدون امضاء امام خمینی (ره) نپذیرفت و پس از یک ماه استعفا داد تا دوباره سپاه بی‌فرمانده باقی بماند.

او بعد ار آن به عنوان سفیر به پاکستان رفت گفته می‌شود بعد از سال‌ها دوباره به ایران بازگشته است.

مرتضی رضایی و فرمانده‌ای سپاه

پس از استعفای ابوشریف بنی صدر مرتضی رضایی را فرمانده سپاه کرد اما او میز حکم فرماندهی بدون امضاء امام را فاقد اعتبار دانست و نپذیرفت و بنا بر این پس از امضاءامام (ره) حدود یکسال فرمانده سپاه شد.

اوکه به سردار بدون تصویر سپاه معروف است و کلا تصاویر زیادی از ان‌ها در دسترس نیست، بعد‌ها در دههٔ هفتاد به حکم مقام معظم رهبری به سمت قائم مقام سپاه منصوب شد.

این دوره دوسال طول کشید و از مهترین رویدادهای آن دفع غائله کردستان، کودتای نافرجام پایگاه شهید نوژه، تسخیر سفارت آمریکا و ماجرای طبس بود. سپاه در این دوره فاقد انسجام و سازماندهی مدون بود و نیرو‌ها بیشتر به خاطر انجام تکلیف کار می‌کردند. آن‌ها گرفتن دستمزد را کسر شأن انقلابی خود می‌دانستند.

دوران فرماندهی سردار محسن رضایی

در سال ۱۳۶۰ شورای فرماندهی سپاه به فرمان امام خمینی (ره) سه نفر را که از نامزدهای هفت نفره اولیه بودند، برای فرماندهی سپاه معرفی کرد. این سه نفر عبارت بودند از، شهید بروجردی، شهید کلاهدوز و محسن رضایی.

به دنبال درخواست شفاهی محسن رفیق دوست (از اعضای شورای فرماندهی سپاه)، شهید بروجردی فرماندهی سپاه را نپذیرفت و با تأکید برخوب بودن دو نفر دیگر عدم آمادگی خود را اعلام کرد. شورای فرماندهی نیز در مورد شهید کلاهدوز به اتفاق نظر رسید.

رفیق دوست با اشاره به این نکته که شهید کلاهدوز صبح زود فردای آن روز به منزل ایشان مراجعه کرده از قول این شهید گفته: «از زیر عبایش قرآنی درآورد و مرا به آن قرآن قسم داد که او را فرمانده نکنیم، دلیلی هم برای اصرار خواسته خود مطرح کرد. پرسیدم چه‌کار کنیم؟ گفت محسن را انتخاب کنید». و شورای فرماندهی نیز محسن رضایی را که پیش از این فرمانده اطلاعات سپاه بود به امام (ره) معرفی کرد.

محسن رضایی در نخستین سال تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد این مجموعه شد و نشان داد که چگونه می‌توان با تجهیزات اندک، ارتش تا دندان مسلح (از حیث تجهیزات) رژیم بعثی عراق را زمین گیر کرد و شکست داد. بنابراین امام خمینی (ره) با توجه به‌شناختی که از او پیدا کرده بود، حکم فرماندهی سپاه را با نام محسن رضایی به وی اعطا کرد. پس از آن سبزوار رضایی نام خود را رسماً به محسن رضایی تغییر داد و مدت شانزده سال فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد.

او پس از ۱۶ سال که فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود از این سمت استعفا داده و به حکم مقام معظم رهبری دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام شد.

مهم‌ترین رویدادهای دوره فرماندهی محسن رضایی، ادامه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و متحول کردن سپاه، دفع ضد انقلاب، ایجاد حفاظت اطلاعات در سپاه، تأسیس دانشگاه امام حسین (ع)، دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله، دانشکده فرماندهی سپاه و قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء بودند. محسن رضایی اما در طول ۱۶ سال حضور خود در سپاه پاسداران تحول عظیمی در شیوه‌های نظامی سپاه پدید اورد و پایه‌های فعالیت سپاه در امور اقتصادی در روزهای رکود پس از جنگ را نیز طرح ریزی کرد.

در واقع او بود که توانست به عملیات نظامی سپاه نظم ببخشد و سپاه را از یک نیروی چریکی بی‌نظم، به یک ارتش نظامی کلاسیک که نیروی زمینی، دریایی و هوایی دارد و به تجهیزات موشکی مسلح است و بر ان اشراف علمی دارد تبدیل کند. از سوی دیگر محسن رضایی را می‌توان موسس اطلاعات سپاه که سازمان اطلاعاتی عظیم در کشور است و اطلاعاتی داخلی و برون مرزی دارد دانست.

درباره دلایل استعفای او اما شایعات بسیاری مطرح بود اما خود وی درباره دلیل استعفایش به رهبری توضیحاتی داده که خط بطلانی است بر همه شایعات.

خود محسن رضایی در این زمینه به خطراتی که در بیرون سپاه و در جامعه احساس کرده اشاره می‌کند و از نگرانی‌هایی از آینده کشور چه در بعد اقتصادی، مدیریتی و چه در بعد دور شدن دولت از ارزشهای انقلاب، به هدر رفتن نیرو و توانم در پادگان‌های نظامی، ضمن داشتن طرح‌هایی برای تحول فرهنگی و اقتصادی در کشور، عدم جابجایی فرماندهان در رده بالای سپاه و بالنتیجه، خروج سپاه از جوانگرایی، به نحوی که سن متوسط فرماندهان سپاه، مرتباً بالا می‌رفت و طولانی شدن مدت مسئولیتش در فرماندهی کل سپاه، که ۱۶ سال از آن گذشته بود، نام می‌برد و سرانجام مقام معظم رهبری استعفای او را می‌پذیرد.

فرمانده بعدی، سردار سرلشکر سید یحیی صفوی

فرماندهی سید یحیی صفوی مشهور به رحیم صفوی، در اواسط سال ۱۳۷۶ آغاز شد. وی که معاونت عملیاتی منطقه جنوب، معاون عملیات کل سپاه، فرمانده نیروی زمینی سپاه و قائم مقام سپاه در دورهٔ قبل بود بعد از استعفای محسن رضایی به حکم رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمانده سپاه شد. صفوی در سال ۵۱ و در دوران دانشجویی خود، مبارزات سیاسی‌اش را شروع و با همرزمان خود همچون شهید باکری، کانون دانشجویان مسلمان دانشگاه تبریز را تشکیل داد.

او در قیام سال ۵۶ مردم تبریز، به دست نیروهای ساواک مجروح و تحت تعقیب قرار گرفت از این رو مجبور به ترک ایران و حضور در کشورهای سوریه و لبنان جهت آموختن جنگهای چریکی شد. یحیی صفوی از اولین روزهای انقلاب در کمیته دفاع شهری به عنوان فرمانده عملیات کمیته نقش مهمی را ایفا کرد و با تاسیس سپاه پاسداران، به عنوان یکی از مؤسسین آن در مسئولیتهای فرماندهی عملیات سپاه اصفهان و با شروع غائله کردستان به عنوان فرمانده عملیات سنندج و فرمانده سپاه کردستان به مقابله با ضد انقلاب پرداخت.

سردار سرلشکر صفوی پس از ۱۰ سال حضور به عنوان فرماندهی کل سپاه پاسداران، به حکم مقام معظم رهبری از این سمت کنار رفت و به عنوان دستیار و مشاور عالی فرماندهی کل قوا در امور مرتبط با نیروهای مسلح منصوب شد.

حادثهٔ موسوم به کوی دانشگاه، توجه ویژه‎ به نیروی مقاومت بسیج و افزایش بسیجیان تا ۱۲ میلیون نفر و ۲ هزار گردان عاشورا و الزهرا، بالا بردن توان موشکی سپاه برای مقابله با تهدیدات هواپایه، حمله آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ و عراق در سال ۲۰۰۳، از رویدادهای مهم این دوره بودند.

سردار سرلشکر محمد علی جعفری، آخرین فرمانده

فرماندهی سردار محمد علی جعفری از سال ۱۳۸۶ با فرماندهی سرلشکر محمد علی جعفری مشهور به عزیز جعفری مسئول سابق عملیات ستاد مشترک و جانشین نیروی زمینی سپاه، فرمانده نیروی زمینی سپاه از سال ۱۳۷۱ به مدت ۱۳ سال و بالاخره مسئول مرکز تحقیقات راهبردی سپاه در سال۱۳۸۴، به حکم مقام معظم رهبری آغاز شد.

وی سال ۱۳۵۶، در رشته معماری در دانشگاه پذیرفته شد و فعالیت‌های سیاسی خود را نیز در‌‌ همان دوران شروع کرد. انجمن اسلامی، کتابخانه اسلامی و گروه کوهنوردی در دانشکده تشکیل داد، در جریان مبارزات مردم انقلابی تهران، همدوش مردم و دانشجویان در تظاهرات شرکت کرد و در آستانه پیروزی انقلاب نیز دستگیر و به زندان افتاد در سال ‪ ۱۳۵۸به‌عنوان نماینده دانشکده در انجمن اسلامی دانشگاه تهران حضور داشت و در اشغال لانه جاسوسی آمریکا در تهران. فعال بود.

پس از ماجرای انقلاب فرهنگی و بسته‌شدن دانشگاه‌ها، در جهاد علمی دانشگاه به فعالیت ادامه داد و پس از شروع جنگ به عنوان یک بسیجی عازم جبهه‌ها شد و در سال ۱۳۶۰ به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد.

او تا پایان جنگ به‌صورت پیوسته به عنوان فرمانده قرارگاه‌های عملیات غرب و جنوب مشغول خدمت شد که از آن جمله می‌توان به معاونت عملیات سپاه سوسنگرد و فرماندهی تیپ عاشورا، قرارگاه قدس و قرارگاه نجف اشاره کرد و پس از پایان جنگ برای ادامه تحصیل به دانشگاه مراجعه کرد و در سال ۱۳۷۱ موفق به اخذ مدرک کار‌شناسی ارشد در رشته معماری شد.

تغییرات ساختاری در سپاه‌های استانی، تقویت چشمگیر بخش سایبری سپاه که در فضای اینترنت به فرماندهی پدافند سایبری مشهور شد، ورود و مقابلهٔ بسیج به بحث تهدیدات نرم، بدست گرفتن مسئولیت امنیت خلیج فارس و حضور در خلیج عدن، گسترش و تقویت نیروی هوافضای سپاه، برخی تغییرات در راستای گسترش اشراف اطلاعاتی سپاه، اغتشاشات پس از انتخابات سال ۸۸ رویدادهای مهم این دوره‌اند.

او پس از گذشت شش سال همچنان فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است تا نهضت سپاه را ادامه دهد و در حفظ ارزش‌های انقلاب تلاش کند.

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست