• تاریخ: 2017/03/11
  • شناسه خبر: 6746

پتروشیمی سقاوه نان ندارد، یاسوج هوا ندارد

صحبت از پروژ­هایی چون تاسیس پتروشیمی سقاوه و مارگون می باشد، هم آن، که با گل و بلبل ازش یاد می شود و از فرصت های شغلی که قرار هست ایجاد کند صحبت می رود. غافل از آنکه در حالی که "می خواهیم بینی اش را تمیز کنیم، داریم چشمش ...

photo_2017-03-12_00-22-40نسیم دنا – علی پارسه //در روزهایی که شعار هوای پاک و پاسداری از طبیعت سبز در دنیا طنین انداز شده است و می نوازد، اینجا در این گوشه ی دنیا در استان چهار فصل کهگیلویه و بویراحمد به دست خود بیل و کلنگ برداشته ایم و نشسته ایم به ویرانی سرسبزی استان مان و ایستاده ایم به خراب کردن تنها سرمایه واقعی و خدا دادی شهر و دیارمان.

صحبت از پروژ­هایی چون تاسیس پتروشیمی سقاوه و مارگون می باشد، هم آن، که با گل و بلبل ازش یاد می شود و از فرصت های شغلی که قرار هست ایجاد کند صحبت می رود. غافل از آنکه در حالی که “می خواهیم بینی اش را تمیز کنیم، داریم چشمش را هم کور می کنیم”.

با توجه به تجربه پتروشیمی دهدشت در استان و البته پروژه های مشابه دیگر در کشور، اینکه سرانجام، روند کار و آن خروجی نهایی این پروژه چه خواهد بود به راحتی و حتی برای افراد غیر کارشناس نیز قابل پیشبینی خواهد بود. با این وجود، ما حتی خوشبینانه نگاه می کنیم و می گوییم که این پروژه با تخصیص بودجه های مناسب قرار هست به خوبی پیش برود و با به مرحله ی بهره برداری رسیدن به موقع، حتی آن فرصت های شغلی مناسب را نیز ایجاد کند. اما کجای کار هستیم که کشورهایی چون چین، برزیل و هند تنها با توسعه ی انرژهای تجدیدپذیر غیر مضر برای طبیعت توانسته اند عددهایی چون بیش از یک میلیون بیش از ۸۰۰ هزار و بیش از ۳۵۰ هزار شغل برای شهروندانشان ایجاد کنند. و حتی کشوری چون بنگلادش با استفاده از همین نوع انرژی بیش از ۶۰ هزار شغل تنها برای روستاییانش ایجاد کرده است، حالا ما داریم به کجا می رویم؟ چرا همواره جوری است که وقتی اکثر دنیا به نقطه ای می رسند، تازه بعد از بیست، سی و حتی چهل سال، ما باید به آن نقطه برسیم؟ آیا باید همیشه همه چیزمان به همه چیزمان بیاید؟

مسئولان تصمیم گیر عزیز حداقل برای اینکه بدانید نداها و فریادهایی از این دست تنها از سر دلسوزی هستند و بس، باید بگوییم و باید بدانید که دید این نوشته سیاسی نیست که اگر با دید سیاسی قرار بود نگاه شود، اتفاقا به واسطه ی رای تدبیری که در سال ۹۲ از جانب شهروندانی چون نگارنده داده شده و حتما در انتخابات پیشرو نیز رای نوعی امید و تدبیر تکرار خواهد شد، بهترین کار سکوت بود. اما نمی شود، نمی شود درد این آب و خاک داشته باشی و در مقابل چنین ظلم هایی که برآن میرود ساکت بمانی.

آقایان محترم احوال خوزستان را ببینید و درس بگیرید، اهواز بدون هوا را ببینید و دنبال تجربه کردن کارهایی شبیه به کارهای “آن مرد که رفت” نباشید. مگر از همان اول ناف آب و هوا خوزستان و اهواز را با گرد و غبار بریده بودند؟ قطعا نه! تصمیم ها و کارهایی از این دست دو سوم آب خوزستان را خاک کرده اند. روزگاری جلگه های خوزستان نیز سرسبز بوده اند، زاینده رود نیز پر آب بوده و دریاچه ارومیه محل مهاجرت و عبور انواع گونه های پرندگان بوده است. نکنید کاری و نیاید روزی که بچه های ما و نوه های ما بگویند روزگاری سقاوه و جوش و مارگون طبیعت داشته اند و سرسبز بوده اند. آقایان محترم بدانید که اگر طبیعت زمین های سقاوه از بین برود؛ در بلند مدت گرد و خاکش سقاوه، جوش و مارگون را که هیچ، یاسوج را نیز کور خواهد کرد، هوای یاسوج هوای اهواز خواهد شد.

آیا بهتر نیست این آب های انتقالی و بودجه های مربوط را به کشاورزان و باغبان های منطقه اختصاص دهید، برای گسترش باغ ها و زمین هایی که اگر به درستی کارشناسی و مدیریت شوند علاوه بر ثمره ای که می دهند، حتی می توانند جز بهترین مکان های هدف تفریحی حداقل برای گردشگر داخلی باشند. و یا حداقل این سرمایه گذاری ها و فاینانس های خارجی برا توسعه ی صنعت استان، در مناطق دیگری به کار برده شوند که مطمئن باشیم کم ترین ضررهای محیط زیستی را با خود به همراه دارند.

مشکل از خود مردم و من نوعی نیز می باشد، مسئله ی تغییر استان مهم بود و خیلی هم مهم، اما چنین مسئله ی زیست محیطی حیاتی ای چی؟ آیا این مهم نیست؟ چرا فریادی زده نمی شود؟ چرا سایت های استانی بیست یا سی سال دیگر قابل پیش بینی را نوشته نمی کنند؟ چرا همین نیمجان نهادهای مدنی فریاد سر نمی دهند که “آقایان محترم نمی دانیم پروژ هایی از این دست برای چه کسانی آب دارد اما می دانیم و می دانیم و مطمئن هستیم برای مردم نانی نخواهد داشت و اگر هم نانی نتیجه دهد جز نان کپک زده نان دیگری نخواهد داد.”

سخن کوتاه کنیم و تنها این درد مشترک را فریاد بزنیم که نیاید روزی و نکنیم کاری که خدای ناکرده، فرزندان مان مجبور باشند تیتر بزنند “یاسوج هوا ندارد”.

  • علی - 2017/03/11 در 20:30

    سقاوه نه پیل داخلش سی خمون هسی نه نیروی کاری، فقط خکش تیه همنه کور ایکنه

  • محمد زرین - 2017/03/11 در 21:27

    سپاس از جناب پارسه.هرچند اینگونه فریادها از دیوارهای ضخیم سیاست عبور نمی کند،اما زیر آب هم چاره ای جز فریاد نیست

  • م.پ - 2017/03/12 در 02:38

    واقعا حیف است جایی مثل سقاوه منطقه صنعتی شود،به نظر حقیر،جرم و خیانتی بزرگ نه تنها در حق مردم منطقه بلکه خیانت به کل ایران است،پشت پرده ی این پروژه فقط و فقط دست سودجویان و منفعت طلبانی است که جز نفع شخصی و استفاده از وامهای کلان دولتی و خوردن حق مردم به هیچ چیز دیگه ای فکر نمی کنند،امیدوارم که حق مردم مظلوم دستشونو از این دنیا کوتاه کنه.

  • ناشناس - 2017/03/12 در 05:41

    کاملا موافقیم.و اینجاست که باید به دولت گفت ما را به خیر شما امیدی نیست شر مرسان

  • amir - 2017/03/12 در 05:43

    کاملا موافقیم.ما را به خیر شما امیدی نیست شر مرسانید

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست