• تاریخ: 2015/10/02
  • شناسه خبر: 4466

ارگ؛ هرزگی و آسیب‌های اجتماعی

در موسیقی محلی باورها ، ارزشها ، احساسات و به طور کلی تاریخ یک قوم یا قبیله از قبیل باورها ، قصه ها، افسانه های آنها انعکاس یافته و حتی به خاطر سادگی و بی پیرایگی آن گاهی جلوه های طبیعت را منعکس می کند. ...

12194_635791194475164756_sنسیم دنا / نوروز پرندوار؛  یکی از آسیب های جدی و خسارت بار در استان کهگیلویه و بویراحمد علی الخصوص شهرهای پرجمعیت بنیاد و توسعه تالارهایی است که مهمترین انگیزه ایجاد و راه اندازی آنها جشن های عروسی بوده است. بنا به مدارک و شواهدی که بخشی از آنها ذکر خواهد شد. این تالارها فساد و بی بند باری را رسماً ترویج نموده و سنتهای کهن این منطقه را دچار انحراف و انحطاط کرده‌اند.

قسمت سوم : اُرگ و نسبت آن با موسیقی

یکی از آسیب های اجتماعی که امروزه فرهنگ و باورهای این مردم را تهدید می کند و جا دارد آسیب شناسی شود. موسیقی در قالب پدیده ای به نام اُرگ است ، که به طور بی سابقه ای در سالهای اخیر در محافل شادی ها و عروسی ها رواج پیدا کرده و روزبه روز گسترده تر می شود . ارگ به عنوان یک کار هنری و موسقی مطرح و جای سیستم های سنتی مثل ساز، ، سرنا، کرنا ، دهل ، طبل و سروده های محلی را گرفته است. گاهی هم با تکیه بر کلمات تقریباً موزونی که نوازندگان آن بر زبان جاری می کنند – بسیار هم شنیع ، رکیک و هرزه هستند – با عنوان اشعار محلی و موسیقی سنتی خود را عرضه کرده و برای خود در عرصۀ به اصطلاح هنر و فرهنگ استان ما موقعیتی را کسب کرده است . در این نوشته تلاش براین است که تعریف و تاریخچه موسیقی و منشاء پیدایش آن به طور مختصر تبیین گردد و تحقق و بررسی شود که چه نسبتی بین این پدیدۀ و موسیقی اصیل و سنتی ما وجود دارد ؟ تا شاید جرقه و هشداری باشد و مردم و مسئولین فضای ایجاد شده را بازبینی و بازسازی و اصلاح نمایند.
تعریف موسیقی: موسیقی از نظر لغوی به معنی فن آواز خواندن و نواختن ساز می باشد و آهنگی است که سبب حزن یا شادی و نشاط گردیده و محرک احساسات است. ریشۀ این لغت یونانی است. و تعاریف متنوعی از آن ارائه شده است. موسیقی را تراوش احساسات و اندیشه های آدمی و مبین حالات درونی آن تعریف کرده اند.
خوازرمی در مفاتیح العلوم موسیقی را پیوند آهنگها می داند. فارابی در کتاب الموسیقی الکبیر موسیقی را به علم شناسایی الحان تعریف کرده است . افلاطون موسیقی را سبب روح بخشی به هستی، اوج گرفتن تفکر، جهش تصور، ربایش غم، و موجب شادی و حیات می داند.
از نظر ابوعلی سینا شیخ الرئیس: موسیقی علمی است که در آن از چگونگی نغمه ها از نظر ملایمت و تنافر و چگونگی زمانها بین نغمه ها بحث می کند. از نظر بوعلی نتیجۀ موسیقی چگونگی تألیف لحن است.(شفا جلد یک)
شیخ الرئیس در کتاب الهیات شفاء فصل اول از مقالۀ اول با تقسیم فلسفه به نظری و عملی فلسفۀ نظری را به سه قسم طبیعات ، ریاضیات و الهیات تقسیم نموده آنگاه موسیقی را قسمی از اقسام چهارگانه ریاضی می داند. بنابراین موسیقی علمی از زیر شاخه های علوم ریاضی است و سرکار او با اعداد است ، حتی برخی از فلاسفۀ یونان مانند فیثاغورث اساس جهان را عدد می داند.
برخی از موسیقی دانان معاصر موسیقی را صنعت ترکیب اصوات و صداها دانسته به گونه ای که سبب لذت سامعه و انبساط و دگرگونی روح می گردد. بنابر آنچه در تعریف موسیقی گفته شد و آنچه از تاریخ علوم به ثبت رسیده موسیقی علمی از علوم بشری است که دارای تعریف ، موضوع ، مبانی ، هدف و مسائل خاص می باشد .که مانند سایر علوم نقطه شروع و تحول و تطور داشته و هم اکنون هم با ساز و کار خودش جاری و پویاست.
تاریخچۀ موسیقی: در خصوص پیدایش موسیقی اقوام و ملل مختلف به شکلهای گوناگون سخن گفته و مطلب نوشته اند برخی آن را عطیۀ خدایان دانسته اند و مثلاً یونانیان قدیم معتقد بوده اند هر مس خدای بازرگانان اولین ساز موسیقی را ابداع کرد و عربها براین عقیده بوده اند که نخستین آواز را جبل فرزند قابیل در مرگ عمویش هابیل خواند.
موسیقی ریشه در تاریخ بشریت دارد و همزاد بشر است. ابن سینا در شفا از قول افلاطون نقل می کند که موسیقی مصر بهترین موسیقی از نظر ارزش می باشد چون در آن نشاط ، بیان حقیقت ، زیبایی و آواز خوش با هم جمع شده است. یونانیان توانستند موسیقی را از سایر ملل گرفته و آنرا مدون کنند. در جهان اسلام در دوره اموی آثاری چون کتاب النغم و کتاب القیان در موسیقی نوشته شده که مرجع کتاب موسیقی الاغانی الکبیر ابوالفرج اصفهانی بوده اند. در دوره عباسی خلیل ابن احمد دو کتاب به نام النغم و الایقاع در موسیقی تالیف کرده است .در قرن دوم الکندی اولین فیلسوف مسلمان موسیقی را به صورت یک علم در میان علوم اسلامی مطرح و رساله های متعددی درباب موسیقی نوشته است . ایشان کتابی دارد به نام صنعه الالحان (فن آهنگ ها یا آوازها). فارابی فیلسوف شهیر اسلامی معروف به معلم ثانی در قرن چهارم هجری تالیفات متعددی در موسقی دارد از جمله الموسیقی الکبیر ، کلام فی الموسیقی و کتاب فی احصاء الایقاع. همچنین بخشی از کتاب احصاء العلوم او در باب موسیقی است . ایشان در این آثار تمام جوانب فن موسیقی از اصوات و اوزان تا انواع نغمه ها و آلات و اسباب این فن را توضیح داده و خود ایشان از سازندگان آلات موسیقی بوده است . ابن سینا در قرن هفتم هجری در کتاب شفا علم موسیقی را بر اساس ریاضی نگاشته و موسیقیهای تمدنهای گذشته را در جوهره نظریات و اصول و بسیاری از آلات، مشترک دانسته و مهمترین عناصر موسیقی را لحن و ایقاع معرفی کرده است. دیگر دانشمندان متاخر کم وبیش به آن توجه داشته و بر مسائل و کیفیت آن افزوده اند. موسیقی هم اکنون به عنوان یک شاخه ای از هنر با گرایشهای مختلف در دانشگاه ها تدریس می گردد. موسیقی با گسترش تمدنها دستخوش تغییر و تحول گردیده است و به تدریج تحت تأثیر ضوابط و قوانین درآمد. موسیقی ابتدا ساده و بی پیرایه بود و موسیقی دانان از ابزارهای ساده استفاده می کردند. در تاریخ ایران باستان مغ ها هنگام پرستش در معبد مراسم عبادت را با آواز می خواندند در تاریخ ادیان کهن آمده که مردم سروده های مذهبی را به صورت دسته جمعی به قصد عبادت می خواندند. همچنانکه امروزه قرآن و ادعیه با آهنگهای خاص قرائت میشوند. در گذشته مراسمات بزرگ و رسمی دربارها با موسیقی آغاز می شده است .کما اینکه هم اکنون چنین است . اما به تدریج از ان حالت سادگی و روحانیت آن کاسته شده و تبدیل به رشته های فنی جداگانه و متنوع گردید. مورخین از نظر علمی کم و بیش یونان را پایۀ موسیقی غربی و ایران را پایۀ موسیقی شرقی می دانند.
مبنای پیدایش موسیقی: معمولأ مورخین علم موسیقی معتقدند که طبیعت منشأ آن بوده و انسان موسیقی را از طبیعت اخذ کرده است. عواملی چون صدای جریان و جوشش آب ، وزیدن باد در میان جنگلها و مرغزارها و لابلای بوته ها ، آواز دلنشین پرندگان و سایر حیوانات و هزاران صدای موجود در طبیعت ، سبب پیدایش اولین ضرب آهنگ های موسیقی در جهان هستی بوده و سبب الگو گیری انسان در اختراع آهنگ ها و سازها گردیده است. همچنانکه معتقدند که موسیقی جلوۀ عواطف و احساسات درونی انسان است که در قالب شعر و آواز نمود پیدا می کند. آنچه مسلم و قطعی است، موسیقی با این پیشینه بسیار روشن علمی است که بر پایۀ ارکانی استوار است. قطعاً موسیقی ایرانی ما با قدمت و پیشینه علمی و تمدنی که داشته از جایگاه و ارکان مستحکمی بر خور دار بوده است. چون طرح مسائل ،ارکان و جزئیات یک علم ، بحثی تخصصی است، انتظار دارد متخصصین در این فن همت کرده و غبار از چهره غبار گرفته این علم بر دارند تا مرز آن با ابتذال مشخص گردد. آنچه منظور نگارنده است به همین مقدار کفایت می کند تا روشن شود که آیا اُرگ بخشی از علم موسیقی است یا از اقسام موسیقی محلی است یا نه .
موسیقی محلی:  موسیقی محلی رنگ و بوی خاص خود را دارد که با سایر موسیقیهای کلاسیک و غیره متمایز است. و مطبوع و مورد احترام بومیان آن محل است.
تعریف ارگ: ارگ در اصل لغتی فرانسوی است و معادل یونانی آن ارغنون است. ارغنون نوعی ساز بادی شبیه پیانو بوده که به وسیلۀ جریان هوا صوت تولید می کرده و در کلیسا ها و میخانه ها از آن استفاده می کرده اند در فارسی و عربی به همان نام یونانی آن یعنی ارغنون معروف است. در سالهای اخیر شاید به واسطۀ غرب زدگی و ورود لغات غربی و لاتین در ادبیات ما این کلمۀ فرانسوی به خاطر کثرت استعمال به صورت بومی در آمده و حتی در گویشهای محلی استعمال آن مرسوم و متداول گردیده است.
اُرگ امروزه بیشتر با دستگاههای برقی و الکترونیکی اجرا می شود. چون صدای آن به وسیلۀ بلندگو به گوش مخاطبین می رسد و صدای بسیار حجیم و پر طنینی هم دارد، بیشتر مورد استقبال نوازندگان و رقاصان قرار گرفته است. سابقه اُرگ به پیش از میلاد مسیح بر می گردد و بیشترین کاربرد آن در دوران رومیان در میخانه ها بوده و در محافل عمومی و رسمی از ان استفاده نمی شده است. نوازندگان این ساز شاید به خاطر تنوع و قدرت صدا و سرعت آن اُرگ را از نوع موسیقی راک معرفی می کنند ، اما برخی بر این اعتقادند که از نوع موسیقی << جاز >> است و نشأت گرفته از تشکیلات سیاهپوستان امریکایی است .این نوع موسیقی امروزه در دنیا فراگیر شده و روی فرهنگ هایی از نوع موسیقی های سنتی و بومی در مناطق مختلف تأثیر فراوان گذاشته است . در ایران به نام جاز شرقی مطرح شده و وارد موسیقی سنتی ایران گردیده است .مطلعین فن موسیقی مهمترین ویژگی ارگ را عامه پسند بودن آن معرفی کرده اند . لغت << جاز>> احتمالأ معنی جنسی هم دارد . به هر حال اُرگ هم از نظر لفظی و لغوی و هم از نظر محتوایی وهم از نظر پیشینۀ تاریخی و محل و انگیزۀ ایجادی از فرهنگ ملی ما بیگانه می باشد ، تا چه رسد به فرهنگی محلی که خرده فرهنگ محسوب می گردد.
با عنایت به مطالب یاد شده اُرگ نوعی ساز و آواز است که نه با موسیقی سنتی و محلی ما ارتباط دارد و نه با موسیقی کلاسیک ما ، و به عنوان یک موسیقی علمی در میان موسیقی دانان پذیرفته نشده است. چون آنچه که مشمول علم موسیقی قرار می گیرد و دانشمندان ما در طول تاریخ به آن توجه داشتند. شاخه ای از علم بوده که مانند سایر علوم در جهت ترقی و کمال انسان به کار می رفته و اختصاص به شادی تنها هم نداشته است. با توجه به تعاریفی که از موسقی ارائه کرده اند آنچه امروز در نوحه سرایی ها ، مراثی ، مداحی ، روضه خوانیها ، عزاداریها اجرا می شود همه نوعی موسیقی هستند. اما از نوع محزون آن. همچنانکه قرائت های متنوع قرآن و ادعیۀ اسلامی و دینی که با لحن و صوتهای بسیار زیبا و دل انگیز انسان را به وجد می آورد یا محزون می کند هم موسیقی است .همچنین مولودی خوانی ها که در اعیاد مختلف خوانده میشود هم از همین نوع است .همچنین است موسیقی سنتی ایرانی که با مایه های اشعار عرفانی عارفان ما جلوۀ خاصی دارد و حقیقتاً فرح بخش و روح انگیز است ،همۀ اینها دارای رشته های خاص تحصیلی و آموزشی هستند که افراد رسماً در آنها آموزش می بینند و فنونی دارند که هر کس قادر به انجام آن نیست و سازمانهای فرهنگی ما آنها را تصدی کرده و آموزش داده و برای این کارها تربیت می کنند. پس باید موسیقی را به عنوان یک علم و هنر اصیل و ریشه دار از ابتذال و هرزه گویی جدا کرد و مرزها را مشخص نموده تا به جای اصل به نوع بدلی و دروغین آن پناه نبرده و دچار خسارت نشویم. در مقاله بعدی به آثار مخرب ارگ در فرهنگ و باورهای این استان خواهیم پرداخت.

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست