• تاریخ: 2015/05/08
  • شناسه خبر: 3977

نخبه کشی در حیاط خلوت خویشاوند سالاری و باند بازی

نسیم دنا :سید سعید مهریان // بر اساس نتایج تحقیقات صندوق بین المللی پول و برآورد منابع داخلی، کشور ما سالانه ۱۵۰میلیارد دلار از ارزشمندترین سرمایه‌ی های خود را از دست می دهد. این سرمایه عظیم میادین نفت و گاز مشترک ایران ...

mehrianنسیم دنا :سید سعید مهریان // بر اساس نتایج تحقیقات صندوق بین المللی پول و برآورد منابع داخلی، کشور ما سالانه ۱۵۰میلیارد دلار از ارزشمندترین سرمایه‌ی های خود را از دست می دهد. این سرمایه عظیم میادین نفت و گاز مشترک ایران و کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس نیست که در واقع با اهمال کاری ما توسط شیخ نشین های مرتجع به تاراج می رود، بلکه سرمایه‌ی ارزشمندتری است و آن فرار مغزها است که متاسفانه رئیس دولت گذشته به عنوان یک چهره‌ی پوپولیستی خود فریب و عوام فریب آن را به کلی کتمان می کرد. البته کتمان کردن حقیقت نه تنها به حل مسئله مهاجرت نخبگان و بازگشت این سرمایه‌ی عزیز و عظیم هیچ کمکی نکرد بلکه باعث تسریع در روند مهاجرت نخبگان علمی می شد. این یک واقعیت تلخ و آزار دهنده است که جمعیت جامعه مهندسین و فیزیک دانان ایرانی و در کل افراد بسیار باسواد ما در کشور آمریکا به ۴۷۰هزار نفر افزایش یافته که تقریبا با جمعیت برخی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس برابر است. براساس آمارها حدود ۴۹درصد از فارغ التحصیلان لیسانس در سال های ۲۰۱۱و۲۰۱۲ایران را ترک کرده اند. وضعیت مهاجرت دارندگان مدرک کارشناسی ارشد آن چنان نگران کننده است که از آن به عنوان موج دوم ویرانگر یاد می شود چرا که براساس تحقیقات نهاد ملی علوم ۸۹درصد از ایرانی هایی که در آمریکا مدرک دکترای خود را اخذ کرده اند برای همیشه مقیم دیار یانکی ها می شوند. هرچند که دانشجویان ایرانی در مجموع از کیفیت تحصیلی خوبی برخوردارند ولی براساس روال گزینش در ایران باهوش ترین و بهترین دانشجویان در اختیار موسسات آموزش عالی سرآمدی چون دانشگاه شریف قرار می گیرد و خروجی این موسسات متاسفانه اکثرا دو دستی تقدیم دانشگاه استانفورد می شود. در این معامله با این که ما به عنوان متضرر چندان ناراحت نیستیم ولی مسولین دانشگاه استانفورد سخت به خود می بالند که چنین نخبگانی را جذب کرده اند.

برای این که از میزان صادرات زیان بار ایران بیشتر اطلاع داشته باشید بد نیست بدانید که براساس گزارش صندوق بین المللی پول هر سال ما ۱۵درصد از سرمایه‌ی فرهیخته‌ی خود را به آمریکا و ۲۵درصد را به کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصاد اروپا صادر می کنیم، بدون ‌این که حتی یک دلار از این راه عایدی داشته باشیم. در حالی که براساس برآورد وزیر سابق علوم برای تربیت هر یک از افراد نخبه‌ی علمی حدود یک میلیون دلار هزینه کرده ایم. متاسفانه برای بازگشت این سرمایه ها تاکنون کوشش چندانی صورت نگرفته و پل عاطفی بین وطن و هم وطنان مهاجرت کرده ایجاد نشده است. از طرفی مهاجرت نخبگان هم چنان تداوم دارد. البته بنیاد ملی نخبگان در راستای ارج گذاشتن به نخبگان و کاهش آمار مهاجرت آنان و حفظ سرمایه های علمی تاسیس شده ولی این نهاد ارزشمند که وظیفه‌ی اصلی آن نبخه شناسی، نخبه گزینی و نخبه گماری ست بدون همکاری نهادهای اجرایی و مسولین در انجام رسالت کاری خود موفقیت چندانی کسب نخواهد کرد. چرا که عوامل و مشکلات متعددی از قبیل وجود کاغذ بازی در نهادهای علمی و صنعتی کشور، عدم شایسته سالاری و عدم بهینه سازی مدیریت علمی در دستگاه های اجرایی و سایه انداختن مجادلات سیاسی بر فضای علمی و فرهنگی کشور زمینه ساز مهاجرت و فرار نیروی های متخصص شده و این مشکلات نه تنها بر طرف نشده بلکه روز به روز بیشتر می شود. گرچه که معاون پژوهشی و برنامه ریزی بنیاد ملی نخبگان بنیادهای استانی را کانون تدبیر منطقه معرفی کرده و بر این اساس کانون ها نیازهای مناطق را باید بتوانند برطرف کنند ولی نوپا بودن بنیاد ها و موانع سد راه کار کانون های تدبیر را سخت کرده است. امیدواریم که این موانع از جمله خویشاوند سالاری که متاسفانه در جوامع ایلی و عشایری از جمله در استان کهگیلویه و بویراحمد به عنوان مهمترین معضل سد راه شایسته سالاری است به دست دولت تدبیر و امید برطرف شود. با وجود نوپا بودن بنیاد نخبگان ریاست محترم این بنیاد در استان کهگیلویه وبویراحمد که خود یک فرد نخبه جوان بوده و یادگار یک شهید والا مقام است در ایجاد ارتباط و تعامل منطقی با نهادهای فرهنگی و دانشگاه ها و دستگاه های اجرایی در راستای شناسایی، هدایت و حمایت از نخبگان به منظور ارتقای تولید علم در حد بضاعت نهاد تحت مدیریت خود موفق عمل نموده است. اما مدیران و دستگاه های اجرایی حتی نخبگان سیاسی استان از قدیم تاکنون متاسفانه به دلیل وجود رواج فرهنگ غلط خویشاوند سالاری و مرزبندی های جغرافیایی براساس حوزه و قلمرو ایلی و باند بازی در بکارگیری نخبگان و رعایت اصل شایسته سالاری بد عمل نموده اند و به همین دلیل نخبگان علمی، فرهنگی، ورزشی اکثرا از استان کهگیلویه و بویراحمد به سایر استان ها کوچ کرده اند و مابقی اغلب کنج عزلت را برگزیده اند.

با توجه به این که در استان ما افراد نخبه نه تنها در بخش علم و فناوری بلکه در سایر بخش های هنری و ادبی و مدیریتی هیچ جایگاهی ندارند. بنابراین این ایده که توسعه‌ی استانی باید درون زا باشد و به دست نخبگان استان انجام گیرد در حد یک آرزو باقی خواهد ماند. لذا نخبگان استانی نباید منتظر بمانند تا شرایط برای آنها فراهم شود بلکه خود بر حسب قابلیت هایی که دارند باید آستین همت را بالا بزنند و فکرشان را به عنوان گران بها ترین سرمایه با همکاری بخش خصوصی به کار گیرند و هیچ امیدی به بنیاد ملی نخبگان که کاخ کوچک رویاهاست نداشته باشند.

هرچند وعده‌ی معاونت علمی و فناوری رئیس جمهوری مبنی برتوانمند سازی استعدادهای برتر و ایجاد اشتغال برای قشرجوان از طریق تاسیس شرکت های دانش بنیان دلگرم کننده است ولی در سطح استان کهگیلویه و بویراحمد که اکثرا مسولین با این مفهوم آشنایی ندارند و حتی یک شرکت دانش بنیان هم در این استان تاسیس نشده غیر عملی است و به نظر نمی رسد حتی به طور سمبلیک در آینده نزدیک در این استان محروم و محدود این فکر عملی شود.

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست