• تاریخ: 2015/02/23
  • شناسه خبر: 3252

«مرگ عاطفه ها»

نسیم دنا: ۳ روز است بغض گلویم را  گرفته، جوهر قلمم یخ بسته، نای نوشتن ندارم ، حتی باورش برایم سخت است ، شنیدنش آزارم می دهد، هر ثانیه ذهنم از تکرارش خراش بر می دارد ، ذوقم تلخ شده است ، دلم می خواد این جنایت وجود نداشت ، ...

نvahidسیم دنا: ۳ روز است بغض گلویم را  گرفته، جوهر قلمم یخ بسته، نای نوشتن ندارم ، حتی باورش برایم سخت است ، شنیدنش آزارم می دهد، هر ثانیه ذهنم از تکرارش خراش بر می دارد ، ذوقم تلخ شده است ، دلم می خواد این جنایت وجود نداشت ، کاش یک تصادف بود، کاش  سرطان عامل مرگ عاطفه بود، نه آن جنایتی که در طول عمرم در دیار غیرت و جوانمردی کهگیلویه ندیده و نشنیده  بودم ،

عاطفه را نمی شناختم، اما عاطفه را می فهمم

دلم می سوزد از باغی که می سوزد، از پر پر شدن عاطفه ها ، از فراموش شدن سنت ها و غیرت ها، گاهی دلم هوس تفنگ پدری دارد….

بر جامعه سنتی و عشایری دیارم ، کهگیلویه و بویراحمد، چه رفته است! ناموس پرستی هایی که خونبهایش تاریخ دیارم را رنگین می کرد ، چه شده است؟ یاد سخن مولایم علی (ع) می افتم ، که از ستمی که بر آن زن یهودی رفته بود، مرگ را مستحق می پنداشت،

اما عاطفه که یهودی نبود! عاطفه داعش نبود…..

عاطفه ایرانی، عاطفه لر و عاطفه کهگیلویه و بویراحمد، عاطفه شیعه و مسلمان ، نوجوان معصومی که فاجعه قتلش بغض ها ترکاند و جگرها سوزاند

بر جامعه عشایری لر ، چه رفته است؟ که عاطفه ای در آن پرپر شود؟ این رسم ها و دردها و داغها در دیارم غریب بود، و  غریب است، برای جامعه ام غیره قابل هضم است،

تسلیت نمی گویم به مادر عاطفه!

تسلیت نمی گویم به خانواده و فامیل عاطفه!

تسلیت میگویم به مادران همه عاطفه ها

تسلیت می گویم به ما !  به همه خانواده بزرگ کهگیلویه و بویراحمد

داغ عاطفه ، درد همه ماست نه فقط خانواده اش

به همت مسئولین جنایتکار پیدا می شود و اینجاست که حکم قصاص ارزشش نمایان میگردد،

قصاصی سریع و علنی

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست