• تاریخ: ۱۳۹۸/۰۵/۱۳
  • شناسه خبر: 12956

گفت و گوی خواندنی با اولین معلم بویراحمد و همسرش/ عاشق فرهنگ و پیشرفت بودم / برای پیشرفت مملکت معلم و قضات باید بی نیاز باشند/ مردم استان بزرگوارند اما نسبت به هم محلی خود خوشبین نیستند/وفاداری زنده یاد استاد سلامی نسبت به میرزا ابوالحسن

آفتاب دنا : در گذشته یکی از دلایل پیشرفت معلمان تکریم انها از سوی مردم و معلم دوستی مردم بود و در تشکیلات حکومتی دو گروه یعنی معلمان و قضات باید بی نیاز باشند تا مملکت پیشرفت کند . ...

آفتاب دنا : میرزا ابوالحسن حسینی از مفاخر و پیشکسوتان فرهنگی استان کهگیلویه وبویراحمد هستند که قریب نیم قرن عمر خویش را در عرصه تعلیم وتربیت برای باسواد کردن فرزندان این دیار سپری نموده است .انسان بزرگ و متواضعی که با وجود کهولت سن با همان ادبیات دوران معلمی از شوق وذوق اون روزهای سخت برای پیشرفت تحصیلی فرزندان عشایر برایمان سخن گفت و تنها را راه ترقی وپیشرفت جامعه را توجه به معلمان و قضات می داند که باید بی نیاز باشند .

چه زیباست که قدردان فعالیتهای مفاخر ارزشمند فرهنگی استانمان باشیم که عاشق پیشرفت وتعالی فرهنگی در این سامان بوده اند و در آن روزگار به دنبال یاد دادن سواد برای بهتر زیستن و خدمت به همنوعان خویش بودند.آنها می توانند الگوی مناسبی برای امروز وفردای نوجوانان وجوانان ایران عزیز باشند تا با بهره گیری از تجارب ،روحیه پشتکار وامید و اراده های قوی آنان برای فتح قله های ترقی وپیشرفت بهره جویند.

با هماهنگی سید محمود موسوی که خود نیز از پیشکسوتان و چهره های درخشان عرصه آموزش وپرورش استان نیز بودند جمعی از خبرنگاران  در فضای صمیمی و سرشار از مهر ومحبت ومهربانی پای سخنان شیرین وجذاب میرزا ابوالحسن حسینی اولین معلم بویراحمد و همسرش بی بی اقدس موسوی اولین زن معلم عشایر کشور  بودند که برای باسواد کردن فرزندان این دیار از هیچ تلاش و کوششی دریغ نکردند و امروز افتخار می کنند که انسانهایی تربیت کردند  که در عرصه های مختلف در حال خدمت رسانی به همنوعان خویش هستند.

میرزا ابوالحسن حسینی اولین معلم بویراحمد و همسرش بی بی اقدس موسوی (دختر میزا مجید موسوی ) اولین زن معلم عشایر کشور هستند که مرارت ها و رنج های زیادی برای باسواد کردن فرزندان این دیار کشیدند. میرزا ابوالحسن از سال ۱۳۱۵ کار معلمی را در عشایر ایل نگین تاجی بویراحمد به صورت سیار آغاز کرد و تا سال ۱۳۶۲ در این عرصه به آموزش شاگردان خود پرداخت و ۴۷ سال از عمر با برکت خود را صرف تعلیم و تربیت کرد. بی بی اقدس شاگرد میرزا ابوالحسن بود و در سال ۱۳۴۰ با هم ازدواج می کنند و در کنار یکدیگر شغل مقدس معلمی را ادامه می دهند. گفت و گوی متفاوتی را با این زوج فرهیخته فرهنگی انجام داده ایم . آنچه در پی می آید حاصل  گفتگوی خبرنگار آفتاب دنا با این خانواده بزرگ فرهنگی است که از نظر خوانندگان گرامی می گذرد.

جناب آقای حسینی ضمن معرفی بفرمائید چند سال دارید و چی شد که معلم شدید؟

میرزا ابوالحسن حسینی هستم، ۱۱۲ سال سن دارم و در سال ۱۳۱۵ در عشایر ایل نگین تاجی شغل معلمی سیار عشایری را انتخاب کردم و با اشتیاق فراوان به آموزش محصلان پرداختم و از آنجایی که دولت پول نقدی نمی داد مقرر شد  اولیاء هر دانش آموز در آخر هر ماه مبلغ یک تومان به معلم بدهند.

در کدام مناطق به امر آموزش مشغول بودید؟

دو سال در ایل نگین تاجی به صورت ( یورد به یورد) و کوچ به کوچ تمام دانش آموزان را با تلاش و سختی به پایایه ششم رساندم و در زمینه شناسایی دانش آموزان بی سواد با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کردیم. بعد از استخدام در آموزش و پرورش عشایری به همراه طهماسب صالح پور در روستای نره گاه مشغول تدریس شدیم و تا کلاس ششم ۱۵۰ دانش آموز را آموزش می دادم.

چه مشکلاتی در حوزه آموزش برای دختران وجود داشت؟

نبود معلم زن از دیگر مشکلات بود زیرا دختران بویراحمدی خیلی کم به مدرسه می رفتند، یا خجالت می کشیدند و یا به خاطر پاکی و عفتی که داشتند از درس خواندن نزد مردها امتناع می کردند. مدتی گذشت و دچار این مشکل بودیم هر چند آقای محمد بهمن بیگی تلاش های زیادی کرد ولی موفق نشدیم تا زمانی که اعلام شد هیاتی بلند پایه از آموزش و پرورش کشور می خواهند با حضور در مدرسه عشایری شیراز سطح یادگیری دانش اموزان را بررسی کنند. در آن زمان دانش اموزان باسوادی داشتیم و از بهمن بیگی خواستم که موضوع استخدام معلم زن عشایری که سالها بی نتیجه مانده بود را با هیات کشوری مطرح کند که اینگونه شد وی با عباراتی زیبا این موضوع را برای این هیات مطرح کرد و وزیر آموزش و پرورش وقت پذیرفت و استخدام معلم زن نیز اجرایی شد و دختران بویراحمدی نیز استقبال کردند.

چطور نماینده معلمان عشایر کشور در بویراحمد شدید؟

۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۳۱ دکتر محمود حسابی به بویراحمد امدند و از بنده امتحان گرفتند و گفتند تا کلاس چندم درس خوانده ای که گفتم تا کلاس ششم و ایشان باور نمی کردند. بعداز کلی مشکلات که اوضاع روبراه شد محمد بهمن بیگی بنده را به عنوان نماینده عشایر کشور در بویراحمد منصوب کرد و مدت دوسال با ۹۷ دانش آموز در پاتاوه ( مدرسه کی نصیر) و مدت چهار سال نیز در ایل نگین تاجی به کار معلمی مشغول شدم و همه شاگردانم با زحمت فراوان معلم شدند.

در آن زمان دکتر محمود حسابی با بالگرد به بویراحمد سفر کرد تا عده ای را برای کار معلمی استخدام کند و بنده نیز به محضر ایشان رسیدم و خود را معرفی کردم و دکتر حسابی نیز اعلام کرد که نماینده خودم در بویراحمد هستی. به همراه دکتر حسابی تصمیم گرفتیم که چند نفر را که به شغل معلمی علاقه مند هستند را برای استخدام پیدا کنیم که کسی استقبال نکرد اما به زحمت و با تلاش زیاد سرانجام ۱۲ نفر را شناسایی کردیم و برایشان پرونده تشکیل دادیم و اعلام کردند که باید ۱۲ قطعه عکس داشته باشند اما در بویراحمد عکاسی وجود نداشت و مجبور شدیم به اردکان فارس برویم و انجا عکس بگیریم و به همراه پرونده به دکتر حسابی بدهیم.

دکتر حسابی و بهمن بیگی چه نقشی در آموزش عشایر داشتند؟

دکتر محمود حسابی و محمد بهمن بیگی در آموزش و پرورش ایران نقش موثر و مهمی داشتند و بنده نیز زحمات زیادی را در کوه های بی راه متحمل می شدم تا بهمن بیگی به موقع از مدارس سرکشی کند. استان کهگیلویه و بویراحمد سالها از مدرسه و آموزش و پرورش محروم بود ولی با برنامه هایی که دکتر حسابی و بهمن بیگی اجرا کردند حق بزرگی بر گردن روستاها و عشایر دارند.

کدام نوع آموزش را شما بنیاد نهادید؟

اولین کسی که در عشایر به صورت سیار آموزش را بنیاد نهاد بنده بودم و بعد ازاینکه دکتر حسابی برای من حکم زدند  در سالهای بعدبا بهمن بیگی همکاری کردم و  زیر نظر انها فعالیتم دوچندان شد و تفنگی بردوش و قطاری بر کمر به مناطق مختلف سر می زدم تا معلمان مشکلی نداشته باشند.

آیا از یاغی های بویراحمد ترس داشتید، با انها چگونه برخورد کردید؟

چهار گروه یاغی در بویراحمد بودند که از یک گروه بسیار زیاد می ترسیدم و به او اعلام کردند اگر مزاحم اقای حسینی شوید با شما برخورد سختی خواهد شد و سرانجام نیز سردسته این گروه کشته شد و از شر او راحت شدیم. آقای بهمن بیگی را با یاغی های بویراحمد آشنا کردم به طوری که شب تا صبح کشیک بهمن بیگی را می دادند و بهمن بیگی نیز دو نفر از بچه های یاغی ها را استخدام کرد.

معلمان عشایری چه مشکلاتی داشتند؟

معلمان عشایری با مشکلاتی مواجه بودند و اختلافات عشیره ای باعث می شد تا یقه معلم را بگیرند و عیب و اشکال را از معلم بدانند هر چند تنها کارم رفع مشکلات معلمان و تهیه کتاب و دفتر و قلم و خوراک برای آنها بود .

آیا به درس علاقه مند بودید؟

وقتی کوچک بودم و به مدرسه می رفتم گاوچرانی نیز می کردم اما به درس علاقه مند بودم و زیاد مطالعه می کردم و اشعار بسیاری از شاعران را حفظ می کردم و عاشق فرهنگ و پیشرفت بودم. هدفم بالاتر از کارهای عادی و روزمره بود و دوست داشتم استان از لحاظ دانایی، علم و کمال به پیشرفت بالایی برسد و الان نیز آرزو دارم معلمان به جایگاه واقعی خود دست یابند.

 اولین معلمان شما چه کسانی بودند؟

اولین معلمان من آقای تقی زاده و صدقیانی از تهران بودند و در تل خسرو آموزش دیدم و اولین مدرسه ای که در استان کهگیلویه و بویراحمد بوجود آمد در تل خسرو بود و به مدت هشت سال در آن به دانش آموزان آموزش داده می شد. در آن دوران ۱۵۰ دانش آموز بودیم و یکی از همکلاسی هایم به نام میرزا موسی زنده است و در آمریکا زندگی می کند.

در دوران معلمی از دانش اموزان زرنگ برای آموزش دیگران هم استفاده می کردید؟

بله، دانش اموزان را به مبصران زبده ای که درس خوبی هم داشتند می سپردیم و در امر آموزش بسیار به ما کمک می کردند.

 پیشرفت تحصیلی در گذشته بهتر بود یا الان؟

به عقیده بنده پیشرفت تحصیلی در گذشته قوی تر و محکم تر ود و الان سطح تعلیمات در برخی نقاط که خودم ناظر و شاهد انها هستم از لحاظ اموزش و درسی بسیار ضعیف است.

دلیل پیشرفت معلمان در گذشته چه بود؟

در گذشته یکی از دلایل پیشرفت معلمان تکریم انها از سوی مردم و معلم دوستی مردم بود و در تشکیلات حکومتی دو گروه یعنی معلمان و قضات باید بی نیاز باشند تا مملکت پیشرفت کند .

از کسی گلایه ای دارید؟

یکی از گلایه هایم این است که بیشتر دانش اموزانم که با تلاش خودم معلم شدند سراغی از من نمی گیرند. مردم استان بزرگواراند اما نسبت به هم محلی خود خوشبین نیستند و حسادت می ورزند . در طول این سالها در میان دانش آموزانم تنها زنده یاد استاد نوراله سلامی و کهزاد نگین تاجی همیشه به من تلفن می زدند و مابقی که برایشان زحمات زیادی کشیدم حتی به صورت تلفنی هم احوالی از من نمی پرسند.

چگونه همسر شما معلم شد؟

با ظهور تعلیمات عشایری در ایران آقای بهمن بیگی می گفت هر داوطلبی که می خواهد معلم شود باید ۱۸ سال سن داشته باشد به همین خاطر مجبور شدیم شناسنامه همسرم که آن زمان ۱۳ سال داشت را دستکاری کرده و به همراه یکدیگر به شیراز مراجعه کنیم . در شیراز با دیدن شناسنامه همسرم به ما جواب رد دادند و دوباره به بویراحمد بازگشتیم و شناسنامه دیگری صادر کردیم و باز به شیراز برگشتیم و به آقای بهمن بیگی گفتم که همسرم دو شناسنامه دارد که دفعه قبل اشتباهی آن شناسنامه را آورده بودیم و بهمن بیگی نیز دستور استخدام همسرم را دادند.

با کدام معلمان مناطق گرمسیری استان ارتباط داشتید؟

در آن دوران با مرحوم کی عطا طاهری و برخی دیگر از معلمان آن دوران ارتباط داشتم و به طور مستمر در مناطق گرمسیری جویای فعالیت و احوال معلمان بودم.

خانم موسوی ضمن معرفی بفرمائید چگونه معلم شدید؟

بی بی اقدس موسوی و ۶۸ سال سن دارم و همسر دوم آقای میرزا ابولحسن حسینی نیک هستم . سال ۱۳۴۰ و در سن ۱۳ سالگی با آقای حسینی ازدواج کردم و در سال ۱۳۴۱ کلاس پنجم بودم که در آزمون پایه ششم شرکت کردم و قبول شدم و در دانشسرای عشایری شیراز یک دوره یکساله را طی کردم . آن دوره نیز سال اول ورود دختران به دانشسرای عشایری و حوزه معلمی بود و به عنوان اولین معلم عشایری شروع به کار کردم . ۲۵ دانش آموز دختر و پسر داشتم و زمانی که شروع به کار کردم دیگر منعی برای درس خواندن دختران وجود نداشت.

رابطه شما با هووی تان چطور بود؟

هوویم خیلی برایم زحمت کشیدند و با همدیگر رابطه بسیار صمیمی داشتیم.

فرزندان آقای حسینی از زن اول چه شغلی دارند؟

یک نفر از آنها معلم است و دو نفر نیز در بهداری مشغول به فعالیت هستند.

اولین حقوقی که دریافت کردید چقدر بود؟

با لباس محلی سر کلاس درس حاضر می شدم و اولین حقوقی که دریافت کردم ۴۳۰ تومان بود که بسیار خوشحال بودم . بخشی از حقوقمان را نیز برای بچه های فقیر صرف خرید کتاب، دفتر ، قلم و لباس یا خوراک می کردیم. در درس و به لحاظ سطح سواد پسرها بیش از دخترها زرنگ بودند . سال ۱۳۷۳ بازنشسته شدم . در آن زمان وقتی رانندگی می کردم عده ای با تعجب نگاه می کردند . آقای حسینی انسان خوب و شایسته ای هستند اما خیلی کم به مسافرت می رفتیم.

چند فرزند دارید و چه شغلی دارند؟

چهار فرزند دارم . یک دختر و سه پسر . دکتر فرهاد حسینی – پزشک عمومی و پوست ، دکتر فرزاد حسینی – متخصص بیهوشی و پوست، فرشاد حسینی – فوق لیسانس عمران و فرحناز حسینی – فوق لیسانس حسابداری .

بهترین خاطره شما در دوران زندگی ؟

تولد فرزندانم بهترین خاطره زندگی ام بوده و خدا را شاکرم که چنین فرزندانی به من عطا کرده است.

کدام دروس ها را برای تدریس دوست دشتید؟

ریاضی و فارسی را بیشتر دوست داشتم ، درس تصمیم کبری را هم داشتیم که شیرین بود

 تفاوت تدریس در گذشته و الان چیست؟

در گذشته معلمان روزهای پنجشنبه و جمعه هم تدریس می کردند و زحمیت می کشیدند و دانش آموزان نیز بسیار باهوش و خوب بودند و قابل مقایسه با الان نیست.

 

نام:

ایمیل:

نظر:

لطفا توجه داشته باشید: نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت نمایش داده خواهد شد و نیازی به ارسال مجدد نظر شما نیست